در گذر زمان
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
اینجا بهشت سرخ بدنهای بی سر است اینجا نگارخانهی گلهای پرپر است اینجا منا و مشعر و بیت الحرام ماست اینجا حریم قرب شهیدان داور است اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است اینجا به جای جامهی احرام ما به تن زخم هزار نیزه و شمشیر و خنجر است اینجا دو طفل زینبم افتد به روی خاک اینجا به روی سینهی من قبر اصغر است اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است اینجا چو آفتاب سرم بر فراز نی بر کودکان در به درم سایه گستر است اینجا تنم به زیر سم اسب، توتیا اینجا سرم به دامن شمر ستمگر است اینجا به جای جای گلوی بریدهام گلبوسههای زینب و زهرای اطهر است اینجا به یاد العطش کودکان من هر صبح و شام دیدهی میثم، ز خون تر است پ.ن:یه محرم دیگه هم داره ازراه میرسه.. دوستان تو این ماه عزیر خیلی التماس دعا شروع می کنیم مجددا... امامسافر کوچک شاد چند سال پیش دیگر شادابی ندارد..روزگار او را پژمرده کرده.... امااو میخواهد بماند و با نامردمی ها مبارزه کند.. من میتونم!!!!! پ.ن: چقد بده آدم روز تولدش تنها باشه تو خوابگاه حتی دوستاشم نباشن نمیدونم اما این محله های باکلاس چقد دردسرشون زیاده...هر شب صدای وحشتناک ترمز کشیدن ماشینای آخرین مدل یه سری جوون که با پول باباشون به خیال خودشون دارن کیف دنیا رو میکنن.. اما دیشب یه صدای دیگه هم اضافه شد..صدای خنده های قاه قاه و وحشتناک که قاطیش گریه هم بود از خونه روبه روییمون..پارتی بود..نمیدونم چی خورده بود دختره که انقد حالش بد بود و نمی داشت با جیغاش یه لحظه آدم آرامش داشته باشه.. همینطوریش خودم آرامش ازم سلب شده این یکیم شده قوز بالا قوز.. دلم می سوزه واسه خودم.. اینا بدون هیچ دغدغه ای هر کاری دلشون میخواد میکنن اونوقت من به خاطر خیلی چیزا باید به قول بعضیا حصار دور خودم بکشم.. ناراضی نیستم چون حتما یه صلاحی هست که تو دین خدا اینو گذاشته اما چرا آدم باید به خاطر تبعیت از دستور خدا یه چیزای خیلی عزیز رو از دست بده و حتی حرف هم بشنوه؟.. چرا اونایی که خودشونم به این چیزا اعتقاد دارن منو محکوم میکنن! نمیدونم..خیلی سخته.. خدا ایشالا خودش کمکم کنه... انت الغافر و انا المذنب و هل یرحم المذنب الی الغافر... اولین شب گذشت.. هیچ وقت شب قدر اینطوری برام نگذشته بود.. با این همه التماس.. با این همه حاجت.. با این همه بخشش از گناه پ.ن: از همه دعاهای شب قدر عاشق مناجات امیرالمومنینم .. خیلی با حال وهوام سازگاره خدایا... همین قدر که بهم اجازه دادی تو مجلست بیام ممنونم..همین قدر میدونم که یه گوشه چشمی بهم داری.. خیلی خوشحالم و سبک.. خدایا تقدیر و سرنوشت امسال ما تو این شبا معلوم میشه..یه سال دیگه هم با همه نافرمانی هامون گذشت تو که خودت حکیم و بخشنده ای به حق این شبهای عزیز ما رو ببخش و تقدیر ما رو در راه مصلحت و خیر خودت قرار بده.. پ.ن: این روزها خیلی دلم گرفته.دعا کنین برام.. . . . "شهر رمضان الذی انزل فیه القران" دوباره ماه لطف پرودگار داره از راه میرسه..ماه تهذیب نفس..ماه دعا..مناجات..خودسازی دوست من! استفاده کن از این رحمت خدا شاید آخرین رمضانی باشد که بتوانی بری شوی از همه گناهان.. دریاب این لحظه را! آمد رمضان هست دعا را اثری پ.ن: حلول ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم.. دوستان من خیلی گنهکار و نیازمندم..تو رو خدا منو تو دعاهاتون فراموش نکنین
بلاست.يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.شيشه ي
پنجره را زود شکست.کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست,عابري خنده
کنان مي آمد...تکه اي از آن برمي داشت مرحمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب
ديدم ...هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب
من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟؟دل سخت شکست اما,هيچ کس هيچ نگفت و
نپرسيد چرا؟؟
![]()
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری
و اگر خواستید پروردگارتان را بشناسید،
پس به حل معماها روی نیاوردید،
بلکه به پیرامون خود بنگرید،
خواهید دید که او با کودکان شما در حال بازی است.
و به آسمان گسترده نظر فرا دارید،
می بینید که او در میان ابرها راه می رود و دستانش را در آذرخش دراز می کند و با
باران به زمین فرود می آید.
نیک اندیشه کنید آنگاه پروردگارتان را خواهید دید که در گلها لبخند می زند،
سپس بر می خیزد و دستهایش را در درختان تکان می دهد....
جبران خلیل جبران
| Design By : Night Skin |


