|
شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟مادر مي گويد:شايد اين رفع
۲۴ سال پیش در چنین روزی مسافر کوچک پا به کره ی خاکی گذاشت... امامسافر کوچک شاد چند سال پیش دیگر شادابی ندارد..روزگار او را پژمرده کرده.... امااو میخواهد بماند و با نامردمی ها مبارزه کند.. من میتونم!!!!! پ.ن: چقد بده آدم روز تولدش تنها باشه تو خوابگاه حتی دوستاشم نباشن
دیشب بازم طبق معمول خوابم نبرد نمیدونم اما این محله های باکلاس چقد دردسرشون زیاده...هر شب صدای وحشتناک ترمز کشیدن ماشینای آخرین مدل یه سری جوون که با پول باباشون به خیال خودشون دارن کیف دنیا رو میکنن.. اما دیشب یه صدای دیگه هم اضافه شد..صدای خنده های قاه قاه و وحشتناک که قاطیش گریه هم بود از خونه روبه روییمون..پارتی بود..نمیدونم چی خورده بود دختره که انقد حالش بد بود و نمی داشت با جیغاش یه لحظه آدم آرامش داشته باشه.. همینطوریش خودم آرامش ازم سلب شده این یکیم شده قوز بالا قوز.. دلم می سوزه واسه خودم.. اینا بدون هیچ دغدغه ای هر کاری دلشون میخواد میکنن اونوقت من به خاطر خیلی چیزا باید به قول بعضیا حصار دور خودم بکشم.. ناراضی نیستم چون حتما یه صلاحی هست که تو دین خدا اینو گذاشته اما چرا آدم باید به خاطر تبعیت از دستور خدا یه چیزای خیلی عزیز رو از دست بده و حتی حرف هم بشنوه؟.. چرا اونایی که خودشونم به این چیزا اعتقاد دارن منو محکوم میکنن! نمیدونم..خیلی سخته.. خدا ایشالا خودش کمکم کنه...
مولای یا مولای.. انت الغافر و انا المذنب و هل یرحم المذنب الی الغافر... اولین شب گذشت.. هیچ وقت شب قدر اینطوری برام نگذشته بود.. با این همه التماس.. با این همه حاجت.. با این همه بخشش از گناه پ.ن: از همه دعاهای شب قدر عاشق مناجات امیرالمومنینم .. خیلی با حال وهوام سازگاره خدایا... همین قدر که بهم اجازه دادی تو مجلست بیام ممنونم..همین قدر میدونم که یه گوشه چشمی بهم داری.. خیلی خوشحالم و سبک..
شبهای قدر نزدیکه.. خدایا تقدیر و سرنوشت امسال ما تو این شبا معلوم میشه..یه سال دیگه هم با همه نافرمانی هامون گذشت تو که خودت حکیم و بخشنده ای به حق این شبهای عزیز ما رو ببخش و تقدیر ما رو در راه مصلحت و خیر خودت قرار بده.. پ.ن: این روزها خیلی دلم گرفته.دعا کنین برام..
قاصدک ! هان! چه خبر آوردی؟ . . . "شهر رمضان الذی انزل فیه القران" دوباره ماه لطف پرودگار داره از راه میرسه..ماه تهذیب نفس..ماه دعا..مناجات..خودسازی دوست من! استفاده کن از این رحمت خدا شاید آخرین رمضانی باشد که بتوانی بری شوی از همه گناهان.. دریاب این لحظه را! آمد رمضان هست دعا را اثری پ.ن: حلول ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم.. دوستان من خیلی گنهکار و نیازمندم..تو رو خدا منو تو دعاهاتون فراموش نکنین
سه سال پیش در چنین شبی عازم دیار یار بودم. چه زود ایام می گذره و چه زود یادم میره که لطف الهی چطور تو شرایط بحرانی زندگی شامل حالم شد و درخواست دل شکسته ام از خدا بی جواب نموند.. دلم هوای مدینه رو کرده.. دعاهات پشت بقیع رو یادت هست؟ روزی صد بار تو مسجدالحرام می گفتی: استغفرالله و اسئله التوبه! تا ۲ ماه بعدش تو حس بودی اما زود یادت رفت.. زود یادت رفت و بازم برگشتی به شیطنتهای جوونیت عهدت با خدا یادت رفت اما خدایا به همون علت که میگی "صد بار اگر توبه شکستی بازآ" منم برگشتم.. برگشتم به امید رحمتت به امید مغفرتت.. دلم برای نماز خوندن زیر ناودون طلای خونت تنگ شده.. دلم برای گوشه گوشه پرده خونت تنگ شده.. دلم برای خودت تنگ شده.. کمکم کن خدایا بازم بنده درمونده ت اومده سراغت هدایتم کن خدایا.. به امید مغفرتت |
About
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 Links
سیا سپید |